به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من!
امیدوارم بازم بتونم در خدمتون باشم
اما حداقل برای یه مدت کوتاه شایدم طولانی و شاید همیشه نباشم
امیدوارم بهترینها رو داشته باشین
خدانگهدار
اگه امری بود خصوصی بزنین جواب می دم مرسی از همتون...
نامه کودکی قبل از تولد برای خدا:
خداوندا قبل از اینکه مهر سکوت بر لبانم بزنند...
و به روی زمین بفرستند مرا نامه ای برایت می نویسم.
بار خدایا مرا به دنیایی بفرست که در آن هیچ پرنده ای اسیر نباشد...
به کشوری بفرست که در آن گل های آزادی شکفته باشد...
به شهری بفرست که در آن رودهای عشق جاری باشد...
خداوندا چنین سرزمینی اصلا وجود دارد؟؟؟
خداوندا اگر دست و پا و زبانم را از من گرفتی برایم مهم نیست؛
اما عشق را در وجود من قرار بده...
خداوندا کمکم کن تا بتوانم سلطنت عشق را در سراسر وجود و زندگی خود زنده نگاه دارم.
خدایا روحم را همیشه بزرگ ، جسمم را همیشه سلامت، قلبم را همیشه عاشق،
عشقم را همیشه پایدار،امیدم را همیشه زنده و غرورم را همیشه سربلند نگاه دار...

ایستاده ام اما آسمان خالیست
نه خورشید و نه ماه و نه حتی ستاره و باران
گویا فردایی هم نیست
تنهایم تنها تر از همیشه
اما...
من همیشه تکراری از تنهاییم را به غربت چشمهایم می آمیزم
و انگاه به رنگی میرسم روشنتر از یکرنگی
من تا هنوز تا همیشه به انتظار معتقدم
و تاریکی با من نیست...
ای بوی تو خوب!
من به جاودانگی یک سوگند به انتظار معتقد...
و شفافیت سنگین چشم هایم را
با جمله ای معترف...
انگاه که می گویم:
مهربانم چشم به راهت می مانم...

زندگی دیگه تموم شد... همون زندگی که برای موندنش
به هر بازی دست می زنیم
خسته از زندگی... خسته از هیاهوهای گوشخراش...ضجه هایی که هر شب
گوشم را نوازش می دهند... بریدم...
احساسم دیگه ته نشین شده... مثل قندی که ته لیوان آب باقی مونده...
مثل اون بچه ای شدم که برای اومدن به این دنیا گریه میکنه...
بچه ای که تازه وارد این دنیای پر مکر و فریب شده... اما نمی دونه کجاست...
کاش همیشه همون بچه ای می موندم که با یه حرف کوچولو شاد می شدم...
که بی بهانه بخندم و شاد باشم..
که بی هر بهانه ای گریه سر بدم...
که با یه بیماری ساده همه چیز دنیا رو مال خودم ببینم...
که با گفتن دوستت دارم زندگی ام رو نبازم...
که وقتی دارم از این دنیا می رم یه جسم پاک باشم نه مثل حالا که...
کاش تموم شه هر چی زودتر ... کاش همشون یه خواب باشه... یه کابوس
کاش فردا که بیدار می شم ببینم همش توی خواب بوده ...

سلام به دوستان عزیزم... شرمنده اون عزیزانی که من لینکشون رو حذف کردم یه اشتباه کوچیک بود ... اگه لطف کنین بهم بگین درستش میکنم...
ممنونم ....... به امید موفقیت
التماس دعا
توي مرداب نگاهت يه نفر داره ميميره
دست و پا ميزنه اما واسه موندن خيلي ديره
يکي اينجا روبرومه که خراب آرزوشه
يه مسافر غريبس که با مردم نميجوشه
يکي که بخاطر تو با يه دنيا در ميوفته
حتي واسه بس وفائيت شعر عاشقونه گفته
روبروم نشسته بي تو زل زده تو چشماي من
ميگه با سرخي آواز تلخي سکوت و بشکن
اون منم همون که عشقت مثه ايينه روبروشه
اون منم همون غريبه که با هيچکس نميجوشه
يکي که فروغ چشماش از همون مرداب خيسه
خط به خط گلايه هاشو ميخونه نمي نويسه

السلام علیک یا فاطمه الزهرا... السلام علیک یا بنت نبی... السلام علیک یا قره عین رسول...
یا فاطمه الزهرا
چرا آسمان در آن در که دست نامحرمان بر در خانه ات می کوبیدند بر سرشان سنگ نبارید؟
چرا زمین وقتی آن ظالمان دق الباب کردند دهان باز نکرد تا اذن ان ندهد که ستاره قلب پیامبر
اینگونه پرپر شود؟
آخر گناه ان طفل کوچکت چه بود؟؟؟
اما من؛ من که می نویسم از تو.... آیا شناختمت؟ آیا می شناسمت؟
پس چرا می گویم خانم فاطمه زهرا(س) مرا دریاب... دریاب
کاش می شد یاس وجودت دوباره تجلی می کرد...
کاش...کاش...کاش...
من چقدر برای این کاش ها تلاش می کنم؟
چقدر برای فاطمه شدن گام بر می دارم؟
چقدر برای...چقدر...چقدر...
با عرض تسلیت به مناسبت فرارسیدن ایام سوگواری خانم فاطمه زهرا خدمت شما دوستان عزیزم...
التماس دعا

من بی پناهم تو بی گناهی
دل به تو دادم ...
چه اشتباهی از تو کشیدم شکل کبوتر...
نقاشی ام را بگذار و بگذر تو این نبودی،من بد کشیدم
آخر دلت رو هرگز ندیدم....
تو بی گناهی ، من بی پناهم...
ایمن بمانی از اشک و آهم
ایمن بمانی از اشک و آهم...
روی دفتر یادداشت روزانه ات، از طرف من بنویس:
دوستت دارم...